محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
172
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » « 1 » به نزديك و دور مىرسانيد و چندان كشته برافكند كه سواران را محال كشتن و پياده را محل گذاشتن نماند . ز بس كشته در عرصهء شور و شر * اجل را نبودى مجال گذر امراى سنجق به پاشا گفتند كه لشكر ما زير و زبر گشته . مهم از اشتعال نيران گذشت . لايق اينكه به مضمون « الفرار ممّا لا يطاق من سنن المؤمنين » تجاوز نفرماييم . بيغلو چاوش اين سخن را قبول نكرد و لشكر خود را استمالت داده ، به جنگ تحريك نمود . بار ديگر روميان پر شور و شر حمله بر غازيان شير نر كردند . باز غازيان ايشان را به قلب رسانيدند ؛ نزديك به آن رسيد كه بيغلو چاوش از معركهء ستيز عنان يكران به وادى گريز منعطف گرداند . خان اعراض كرده ، بر قلب روميان اسب انداخت . قضا را تفنگى گشاد يافته ، سبب انقطاع رشتهء حيات او گرديد . غازيان دل شكسته شدند . روميان به حركت آمده ، قزلباش قرار بر فرار دادند « 2 » و بيغلو مسرعى جهت اين خير نزد سلطان سليم فرستاد و تمام دياربكر را تصرف نمود . « 3 » انتهى اطلاعى كه از اين فقره ، تواريخ عثمانى مىدهد ، از اين قرار است : قرهخان كه اطلاع از ضبط دياربكر به هم رسانيد ، به همراهى ابو ابجمعى خود بر سر دياربكر آمده ، مقاومت سختى از لشكر ظفر پيكر ديده ، مأيوس گشت و به محاصره پرداخت و كيفيت را به دربار شاهى عرض نمود . بنابراين خبر موحش ، دربار شاهى نيز از براى استرداد ممالك مستوليه ، لشكر بغداد و حلّه و سلطانيه و كلهر و چخور سعد و كاشان و قزوين را با امراى آن ممالك مأمور اردوى دياربكر فرمود . امراى مذكوره كه با لشكر به اردوى قرهخان پيوستند ، قرهخان استاجلو و قدورمش قاجار تقويت يافته ، در محاصره اظهار شدت نمودند . اهالى كه از شدّت محاصره به ستوه آمدند ، محمدپاشا را به فك خط و رفع شدت محاصره اجبار ننمودند . سردار و ساير امرا از ازعاج اهالى به ستوه آمده ، متوكلا على الله با توپ و تفنگ از شهر بيرون آمده ، در جلو باغات ماردين قاپوسى دشمن را به جنگ ميدانى دعوت نمودند . قرهخان كه اين جرأت را از محمدپاشا كه زياده از دوازده هزار نفر در اردوى او مرد جنگى نداشت ديد ، مغرور به كثرت لشكر خود كه زياده از بيست هزار نفر بود شده ، به مقاتله شتافت . تلاقى فئتين كه به وقوع پيوست ، آتش جنگ و جدال و حرب و قتال به آسمان زبانه كشيد . بعد از كوشش و كشش بسيار قرهخان سپهسالار مقتول و اردوى شاهى منهزم و مقهور گرديده ، عساكر سلطانى مظفّر و منصور گشت . انتهى
--> ( 1 ) . عنكبوت ، 47 ( 2 ) . در چاپى : قزلباش فرار بر فرار اختيار نمودند . ( 3 ) . احسن التواريخ ، ص 205 - 207